قصه های عزيزآقا
|
||
بسم الله الرحمن الرحیم

یک جرعه آسمان در زمین بود
نه ، یک آسمان اشک هم جرعه ای حقیر بود
یک دشت اگر می شد آسمان ...
نه نه ، همه کهکشان اگر میشد آسمان
باز هم در مقابل وفای علمدار کربلا حقیر بود
این رود دجله و فرات در این عزا کم است
اگر همه آب آسمان و زمین اشک میشد باز حقیر بود
قطره ای از خون علی اصغر حسین
برای نابودیه زمینیان حقیر ، دلیل بود
گفتی یک جرعه آسمان
می گوییمت آسمان جرعه جرعه اشک شد در عزای حسین
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام این روزها روزهای غم و دلتنگیست
روز های یاد مردی و مردانه گیست
روز های سیاهی و اشک و زنجیر
روزهای داغ های بی تقصیر
روزهای کودکان اسیر
روزهای گوشهای خون آویز
روزهای دور دور ولی نزدیک
روز های تنهای سرادار
روزهای شرم نیزه
روزهای آب شدن آب در آب
روزهای اشک آسمانی
روز های جراحت زمین .
این روزها میطلبد که واژه ها را نگاه کنیم
از پس همه حرف ها حسین (ع) را صدا کنیم .
مهربان باشید
عزیزآقا